|
بختیاری
|
دلم تی مسلیمونه ، خدا دونه دلم پیش مسجدسلیمان خدا می داند
سر سه راه نفتونه خدا دونه سر سه راه نفتونه ،خدا می داند
تیام دینداس اگرده شو روز چشمایم دنبالش می گردد شب و روز
ز نفتک تا دوا خونه ، خدا دونه از نفتک تا بیمارستان ،خدا می داند
به قربون گچ وبرد کها سم به قربان گچ و سنگ کوهایش هستم
ز دیریس دل پریشونه ،خدادونه از دوریش دل پریشان ،خدا می داند
غریو و بی کس وتنها ولس کردن غریب و بی کس وتنها رهایش کردن
په ای درد کی ایدونه ، خدا دونه پس این درد رو کی میداند،خدا می داند
همه دنیانه اباد کرده ای شهر همه دنیا را آباد کرده این شهر
که حالا چینو ویرونه،خدا دونه که حالا این چنین ویران است،خدا می داند
منه دنیا نبی مثل یو شهری در دنیا نبود مثل این شهر ی
که وا بیده گدا خونه،خدا دونه که شده گدا خانه ، خدا می داند
چو نو وا گرز زیدن به کد شهر چنان با گرز زدن به کمر شهر
که گیز و منگ و حیرونه،خدادونه که گیج و منگ و حیرانه،خدا می داند
سی شهری که بهیگ بی من شهرا برای شهری که زمانی عروس بود توی شهرها
دوا لالی کی ایخونه،خدا دونه آهنگ عروسی کی می خواند ،خدا می داند
شعر از منوچهر یاوری